![]()
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
دی 1387
آذر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 اسفند 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 جستجو
طراح قالب
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: |
رویای بی انتها
رویای بی انتها خیلی سخته دوستت باهات تماس بگیره وقبل از سلام و احوال پرسی بهت تبریک بگه،چون مطمئن بوده که قبولی،دارم دق میکنم به کی بگم داره قلبم وایمیسته امسال خیلی تلاش کردم تست زدم دقت کردم پس چرا همچین شد،نذر کردم بوق بوق میرسی از دوست خوبم و مهربونم که با حرفاش دلداریم داد نمو تونست بخندونه،خیلی براش دعا کردم میخواد یک ماشین بوق دار بگیره بوق بوق:نمیدونم میخواستم چیزی بگم یادم رفت بی خیال ............. |+|
سلام با خودم گفنم زودتر بنویسم تا اینکه از تازگی شب یلدا نیوفتاده.
خیلی دوست داشتم شب یلدا مثل قدیما خونه رو تزئین کنم منظورم اینکه ۱هفته جلو تر دنبال فانوس سماورزغالی کرسی و.................. باشم. امسال خیلی سعی کردم ولی نشد از صبح به هر دری زدم نشد بالاخره شب شد.تنها کاری که تونستم انجام بدم تزئین هندونه بود. هندونه ما صورتی دراومد مال شما چه طور؟ خدا دوسم داره هااااااااااااااااااااااا آجیل کم داشتیم بهتره بگم نداشتیم که رسید.آخه ظرفشو تدارک دیده بودم ولی خالی بود. فال حافظم گرفتیم برام جالب در اومد. امسال سال عروسی ها تمام دوستام یکی یکی دارن عروس میشن فقط من و یکی دیگه موندیم نه بابا هنوز سنی ندارم ۲۳ ناقابل داشتم میگفتم دوستم زهرا چهارشنبه مجلسشه .خوشحالم به خاطر مسائلی که داشت امیدوارم خوشبخت بشه فقط۱۰ روز دیگه مونده برام دعا کنین
|+|
سلام هیچی نگم سنگینترم البته دلیل غیبتو میگم.
این روزا کار خاصی نمیکنم صبحها میرم دفتر بیمه جای بابا.عصرا هم که خونه.البته ۱هفتهای میشه که مرتب میام دفتر قبلش چون آزمون داشتم (از همتون التماس دعا مخصوص دارم مدتها پیش(دوران دبیرستانو میگی)الان بزرگ شدم۲۳ سالمه این اس ام اس رو یکی از بیوفاترین راستی یک خبر عروسی بدم یکی از صمیمی ترین دوستام(۱۰ساله که همو میشناسیم)۲۶آذر مراسمشه از طرف من همه دعوتین.هر کی نیاد
|+|
××××
من به دنبال فضایی میگردم:
لب بامی سر کوهی دل صحرایی تا در آنجا نفسی تازه کنم |+|
0000
چند روز یش تو کتابخونه بابا یک کتابی توجهمو جلب کرد(مشکلات را شکلات کنیم)
مطالب جالبی نوشته بود که به نظرم جالب بود : در هر شرایط و موقعیتی که هستیم باید خدا رو شکر کنیم:اگر یک یهودی ایش بشکند میگوید خدا رو شکر که هر دو ایم نشکست.و اگر هر دو ایش بشکند میکوید خدا رو شکر که گردنم نشکست باد میوزد عده ای در مقابل ان دیوار میسازند و عده ای اسیاب وقتی چیزی بسیار به چشمانتان نزدیک باشد نمیتونیم ان را ببینیم برای دیدن به فاصله نیازمندیم |+|
خسته شدم
دیگه نمیتونم خسته شدم حالم از خودم بهم میخوره ......................................................................خسته شدم
|+|
حسین بیشتر از اب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی ابی معمعرفی کردند.
امسال زیاد تو مراسم شرکت نکردم بیشتر با خودم خلوت میکردم آخه معتقدم در خیلی از این مراسمات اصلا شان و منزلت و احترام امام رو نگه نمیدارن.مثلا به حضرت رقیه را با ترس و ناله و زجر معرفی کردنند ولی همین حضرت ۳و۴ ساله قفلهایی باز میکنه که همه حیرت میکنند اینا رو نمیگن که همین حضرت کوچولومون در برابر خیلیها واستادو........... فقط دوست دارن اشک مردمو در بیارن........... راستی نتایج وکالت هم اومد و متاسفانه مجاز نشدم البته رتبم خوب شد ولی........ چرا نگاه نکردم میان پنچره و دیدن همیشه فاصله ای است چرا نگاه نکردم |+|
:×:×:×
یک تقلید کوچولو میخوام از وبلاگ کیا کوچولو داشته باشم : بوق بوق:۲تا از دوستای صمیمیم مزدوج شدن(ملیحه دوست دوران دبیرستانیم و فافا نه من نیستم یک فافای دیگه) بوق بوق:امتحان وکالت داشتم یک مدتیو درس میخوندم(البته کلاه شرعی و عذرموجه برای غیبت کبری) خیلی سخت بود و لی من سعی خودمو کردم و به نظر خودم سعی مهمه .....البته تا ۲یا۳ هفته ی دیگه نتایج میاد برام دعا کنین........ بوق بوق: وقتی تنهایم و بغض سکوت مرگبارم را می شکند
وقتی با باران می بارم و جای در پای او می گذارم تنهای رخت میبندد سهم من از باران به اندازه ای گیسوانم کوتاست وصف باران به اندازه ای شادی هایم بی انتهاست سایه باران را میبینم که با سایه های اشکهایم مسابقه می دهند بوق بوق: چقدر خوبه آدم يکي را دوست داشته باشد نه به خاطر اينکه نيازش رو برطرف کنه نه به خاطر اينکه کس ديگري رو نداره نه به خاطره اينکه تنهاست و نه از روي اجبار بلکه به خاطره اينکه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره . بوق بوق: خیلی ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو می ترسونه ولی من دوسش دارم چون تنهایی رو درک می کنه |+|
تابستون
چه تابستونی من که اصلا نفهمیدم به خیال خودم درسم تموم شده و اخ جووووون یک تابستون حسابی باور کنید از عروسیها بیشتر نشدم.به سلامتی همه دخترا و پسراشونو سروسامان دادن البته خیلی خوش گذشتباز م میگذره(هنوز۲تاشون موندن
ادم تا وقتی درس میخونه میگه کی دیگه تموم میشه باور کنین هیچ خبری نیست دلم هوای ۱ثانیه اون دورانو داره.فعلا که جای بابا مشغول به کارم باید اعتراف کنم دلم به تنها دوستم د..........م..........(اگه حدس زدین اسمش چیه)خیلی تنگ شده بیشتر از اینا در موردش نمینویسم چون میفهمین راستی الان که اومدم و میلمو چک کردم یک خبری به دستم رسید که باشه بعدن میگم.شاید........... |+|
دوباره از روز اول
سلام به همگی
میخوام بعد از این غیبت طولانی دوباره شروع کنم مثل قبل......... اول:درسم تموم شد چند تا(۲تا)دوست از طریق چت پیدا کردم که واقعا ماهن الان که درسم تموم شده اول بدبختیم نه کاری نه باری........... خیلی وقته ننوشتم باید ببخشید از مطلبه بعدی ......... واقعا دارم میگم خیلی خوشحالم که دارم بعد از مدتی اپ میکنم خیلی. این اپ را هم مرهون راهنمائیهای دوست خوبم(.........ک........چ.......)میدونم |+|
|
| Powered By BLOGFA - This Template Designd By Reza Aminzadeh |